گ

حسرت همدانی

گفتم نگرم رویِ تو ،گفتا به قیامت

گفتم روم از کویِ تو گفتا به سلامت

گفتم چه خوش از کار جهان ؟ گفت غم عشق

گفتم چه بود حاصل آن ؟ گفت ندامت