سبو جایی است برای مرور زیباترین ابیات از چیره دست ترین و نام آورترین طوطیان شکرشکن پارسی

saboo

بیدل دهلوی

وحشت ما چه خیال است به راحت سازد

ناله آن نیست که ساید به زمین پهلو را

رهی معیری

نه من پرستش روی نکو نمایم و بس

کسی که روی نکو را نمی پرستد کیست؟

رهی معیری

نه باک از دشمنان باشد ، نه بیم از آسمان ما را

خداوندا نگه دار از بلای دوستان ما را

رهی معیری

نسیمِ عشق ز کوی هوس نمی‌آید

چرا که بوی گل از خار و خس نمی‌آید

رهی معیری

نهاده ام سرِ تسلیم زیرِ شمشیرت

بیار بر سرم ای عشق ، هر چه می‌خواهی

بیدل دهلوی

نفْس را بی شکنجه مگذارید

سگ دیوانه مصلحش مَرَس* است

 

(طنابی که به گردن سگ ببندند)

بیدل دهلوی

نه لفظ دانم و نی معنی ، اینقدر دانم

که گر سخن ز تو باشد ، جواب دشوار است

بیدل دهلوی

نجات می‌طلبی خامشی گزین بیدل

که در طریق سلامت خموشی استاد است

بیدل دهلوی

نبود به غیر نامِ تو ورد زبان ما

یک حرف بیش نیست زبان در دهانِ ما

بیدل دهلوی

نیست سرو از بی بری ، ممنون احسانِ بهار

بارِ منّت خم نسازد گردنِ آزاده را

آرشیو تک بیتی ها