Category: و

حمید مصدق

وقتی تو با منی
گویی وجود من
سُکرآفرین نگاهِ تو را نوش می‌کند

سعدی

ور شکایت کنم از دستِ تو پیش ِ که برم؟

سعدی

وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آید

سعدی

وجود من ز میان تو لاغری آموخت

بیدل دهلوی

وحشت ما چه خیال است به راحت سازد

ناله آن نیست که ساید به زمین پهلو را