ازرقی هروی

موافقان تو را بخت باد و راحت و عز مخالفان تو را جاه باد و محنت و آه

ازرقی هروی

موافقان تو را باد ناز و شادی و لهو مخالفان تو را باد رنج و سختی و آه

بیدل دهلوی

خورشید در کنار و به شب غوطه خورده ایم آه از سیاهیِ نظرِ دوربینِ ما

سعدی

ستم از کسی است برمن که ضرورت است بردن نه قرارِ زخم خوردن نه مجالِ آه دارم