بیدل دهلوی

اشک یک لحظه به مژگان بار است فرصت عمر همین مقدار است

بیدل دهلوی

ای گداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا یار می‌رود ز نظر ، یک قدم دویده بیا

بیدل دهلوی

خواری جزای پای ز دامن کشیدن است دریاب اشکِ از مژه بیرون دویده را