بیدل دهلوی

از دو تا گشتن ندارد چاره نخل میوه دار قامت هر کس به زیر بار می‌آید خم است

بیدل دهلوی

اشک یک لحظه به مژگان بار است فرصت عمر همین مقدار است

بیدل دهلوی

نیست سرو از بی بری ، ممنون احسانِ بهار بارِ منّت خم نسازد گردنِ آزاده را

بیدل دهلوی

ز ابنای زمان بیهوده دردسر مکش بیدل اگر باری نداری التفاتت چیست با خرها؟

سعدی

پای می پیچم و چون پای دلم می‌پیچد بار می‌بندم و از بار فروبسته ترم