سعدی

ما را سرِ باغ و بوستان نیست هر جا که تویی تفرج آنجاست

حسرت همدانی

بی گلِ رویِ توام باغ و بهارست حرام گل رویِ تو بِه از باغ و بهارست مرا

سعدی

بیا که وقت بهار است تا من و تو به هم به دیگران نگذاریم باغ و صحرا را