بیدل دهلوی

ای خوش آن دیده که در انجمن ناز و نیاز بال بلبل به نظر دارد و حیران گل است

رهی معیری

من و از طعنه ی اغیار چون بلبل فغان کردن تو و در دامنِ هر خار چون گل آرمیدن ها