بیدل دهلوی

عمری است وفا ممتحن ناز و نیاز است نی تیغ ز دست تو جدا شد نه سر از ما

هاتف اصفهانی

چه گویمت که دلم از جداییت چون است دلم جدا ز تو دل نیست ، قطره خون است

هاتف اصفهانی

فلکم از تو جدا کرد و گمان میکردم که به شمشیر مرا از تو جدا نتوان کرد