بیدل دهلوی

اینجا جواب نامه ی عاشق تغافل است بیهوده انتظار خبر می‌کشیم ما

هاتف اصفهانی

نسپردمی دل آسان به تو روز آشنایی خبریم بودی آن روز اگر از شب جدایی

سعدی

من چنان عاشق رویت که ز خود بی خبرم تو چنان فتنه‌ ی خویشی که ز ما بی‌خبری