بیدل دهلوی

موج دریا را به ساحل همنشینی تهمت است بیقراران نذر منزل کرده‌اند آرام را

سعدی

ملامت گوی عاشق را چه گوید مردمِ دانا که حالِ غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل

سعدی

از غرقه‌ ی ما خبر ندارد آسوده که بر کنار دریاست