بیدل دهلوی

نیست باک از برقِ آفت ، دل به آفت بسته را زخم خنجر فارغ از تشویش دارد دسته را

سعدی

ستم از کسی است برمن که ضرورت است بردن نه قرارِ زخم خوردن نه مجالِ آه دارم