سید مهدی موسوی

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟ به عشق قبلی یک مرد پشتِ پا برنم؟

سید مهدی موسوی

از سکوت ترسیدم ، در سقوط رقصیدم نوش گفتی و دیدم ، سم در استکانم بود!

سید مهدی موسوی

ابرم که توی هر نفسی گریه می‌کنم شمعم که روی کیک کسی گریه می‌کنم

سید مهدی موسوی

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است از دشمنان گلوله ، از دست دوست خنجر

سید مهدی موسوی

من را به چاهِ دردِ خود انداخت و گذشت هر کس که گفت با منِ خسته برادر است

سید مهدی موسوی

من درکی از حقیقت جبرم در انتخاب دیدم که روز خوب دروغی است در کتاب

سید مهدی موسوی

من درکی از سیاه میانِ سپیدی ام من پوچی‌ام ، عصاره ای از ناامیدی‌ام

سید مهدی موسوی

مرا به سینه بچسبان ، به عمق پستان هات که بی‌قرار شود قطره های شیر از من