بیدل دهلوی

شبنم وصالِ گل طلبید آب شد ز شرم از هر که هر چه می‌طلبی اینچنین طلب

هاتف اصفهانی

تو بامن کردی از جور آنچه کردی من از شرمِ تو گفتم آسمان کرد