رهی معیری

نهاده ام سرِ تسلیم زیرِ شمشیرت بیار بر سرم ای عشق ، هر چه می‌خواهی

هاتف اصفهانی

فلکم از تو جدا کرد و گمان میکردم که به شمشیر مرا از تو جدا نتوان کرد