سعدی

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر به کمندِ تو گرفتار و به دامِ تو اسیر

سعدی

کس ندانم که در این شهر گرفتارِ تو نیست مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود

حسرت همدانی

دیگر نبود با سر و جانش سر و کاری آن کو سر و کارش به تو افتاد در این شهر