بیدل دهلوی

از تپش های پر پروانه می‌آید به گوش کآشنای شمع را بیرون محفل آتش است

بیدل دهلوی

قُمری یک سرو باش و عندلیب یک چمن می‌شوی پروانه گرد شمع هر محفل چرا؟