Tag: مردم

حافظ

ز گریه مردمِ چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حالِ مردمان چون است

فروغ فرخزاد

بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما

رهی معیری

دردا و حسرتا که رسد مردمِ جوان
روزی به تجربت که نیاید به کارِ او

رهی معیری

خموش باش، گَرَت پند می دهد عاقل
جوابِ مردمِ دیوانه را نباید داد

سیمین بهبهانی

چو دل بسته بودم بدین زندگانی
از آزادی و بی‌نیازی گسستم
فرومایگی بین که طبع غنی را
به پای فرومایه مردم شکستم

سعدی

تا غمت پیش نیاید غمِ مردم نخوری

سعدی

میانِ خلق ندیدی که چون دویدمت از پی !

زهی خجالت مردم چرا به سر ندویدم

سعدی

ملامت گوی عاشق را چه گوید مردمِ دانا

که حالِ غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل

سعدی

دنبالِ تو بودن گنه از جانب ما نیست

با غمزه بگو تا دلِ مردم نستاند