هاتف اصفهانی

من اگر چه پیرم و ناتوان ، تو ز آستان خودت مران که گذشته در غمت ای جوان ، همه روزگار جوانیم

بیدل دهلوی

غرور رستمی ، گفتم به خاکش کیست اندازد؟ ز پا افتادگان گفتند : زور ناتوانیها