هاتف اصفهانی

ربط ما و تو نهان تا به کی از بیم رقیبان؟ گو بداند همه‌کس ما ز توییم و تو ز مایی  

حسرت همدانی

باشدم در دل نهان عشقِ تو پنهان چون کنم زردی رخسار و چشم اشکبارِ خویش را

سعدی

به ظاهر پند مردم می نیوشم نهانم عشق می‌گوید که مینوش

حسرت همدانی

آن زمانم که تو از دیده نهان می گشتی کاش می مردم و در خاک نهان می گشتم