بیدل دهلوی

منصب گوهرفروشی نیست مخصوص صدف هر نوایی کز لب خاموش جوشد گوهر است

بیدل دهلوی

مفلسان را مایه ی شهرت همان دست تهی است تا به قید برگ بود ، از نی نوایی برنخاست