Tag: هاتف اصفهانی

هاتف اصفهانی

همه جا به بی‌وفایی مثلند خوبرویان
تو میان خوبرویان مثلی به بی‌وفایی

هاتف اصفهانی

نسپردمی دل آسان به تو روز آشنایی

خبریم بودی آن روز اگر از شب جدایی

هاتف اصفهانی

نا امید است ز درمان دو بیمار طبیب

چشم بیمار کسی و دل بیمار کسی

هاتف اصفهانی

ناصح ز روی او مکن منعم که نتواند کسی

آن روی زیبا بیند و زان روی زیبا بگذرد

هاتف اصفهانی

نوید آمدنِ یارِ دلستانِ مرا

بیار قاصد و بستان به مژده جانِ مرا

هاتف اصفهانی

می‌گفت واعظ با کسان ، دارد می و شاهد زیان

از هیچ‌کس نشنیده‌ام ، حرفی بدین بیهودگی

هاتف اصفهانی

منزل آنجاست در این بادیه کز پا افتی

در ره عشق همین است غرض از تک و دو

هاتف اصفهانی

من اگر چه پیرم و ناتوان ، تو ز آستان خودت مران

که گذشته در غمت ای جوان ، همه روزگار جوانیم