سعدی

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجودِ تو مویی به عالمی نفروشم

سعدی

مرا رواست که دعوی کنم به صدق و ارادت که هیچ در همه عالم به دوست بر نگزیدم

سعدی

مرا به هیچ بدادی خلافِ شرط مَحبت هنوز با همه عیبت به جان و دل بخریدم

سعدی

دانی از دولتِ وصلت چه طلب دارم؟ هیچ! یادِ تو مصلحتِ خویش ببرد از یادم

سعدی

ای خواجه ،برو به هر چه داری یاری بخر و به هیچ مفروش