هاتف اصفهانی

چون به پایان نرسد محنت هجر از شب وصلم کاش از مرگ به پایان رسدم روزِ جدایی

هاتف اصفهانی

تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن ها من و این دشت بی پایان و بی حاصل دویدن‌ها

سعدی

بود امیدم که تو عهد به پایان بری وعده نبودت درست عهد نبود استوار